غلامرضا تختی
غلامرضا تختی در محله خانیآباد در جنوب تهران به دنيا آمد. از زندگی او جزئيات تاريخی زيادی در دست نيست. با تبديل شدن او به يک «قهرمان ملی»، گاها داستانهايی درباره او نقل میشود که لزوماً صحت تاريخی ندارند.[۴] در ايران از تختی به عنوان «جهان پهلوان» ياد میشود. کتابهای زيادی در وصف او تأليف شده است، فيلمی سینمایی در مورد وی ساخته شده، حتی تندیسی از وی ساخته شده و در ميدان تجريش در شهر تهران نصب شده است. به افتخار او هر ساله به بهترين کشتیگيران ايران «جايزه غلامرضا تختی» اهدا میشود.[۴] تختی در طول زندگی خود به کارهای عامل المنفعه پرداخت و خدماتی را به محرومين کرد. وی احساس همفکری با نهضت ملی و خصوصاً نهضت ملیشدن نفت در ايران داشت.[۱][۴]
[ویرایش] تبار
حاج قُلی، پدربزرگ غلامرضا تختی، در محلهٔ خانیآباد، فروشندهٔ خوارُبار بود. در دکانش بر روی تخت بلندی مینشست و به همین سبب در میان اهالی خانیآباد به «حاج قلی تختی» شهرت یافته بود. همین نام بعدها به نام خانوادگی آنها تبدیل شد. رجب خان، پدر غلامرضا تختی، تاجری ورشکسته بود که زود درگذشت و او را با تنگدستی یتیم گذاشت.
[ویرایش] سالهای نخستین
غلامرضا تختی در ۵ شهریور ۱۳۰۹ در محلهٔ خانیآباد در جنوب تهران به دنیا آمد. او دو برادر و دو خواهر داشت که همهٔ آنها از وی بزرگتر بودند. وی تحصیلات ابتدایی را در دبستان حکیم نظامی تهران گذراند و پس از گذراندن اول متوسطه در دبیرستان منوچهری تهران ترک تحصیل کرد. تختی همراه کار، به ورزش زورخانهای و کشتی میپرداخت. او در سال ۱۳۲۷ به خدمت سربازی رفت و در ۲۵ مهر همان سال در اداره راهآهن استخدام شد. وی سابقهٔ کار در شرکت نفت مسجد سلیمان را هم داشت.[۳]
جوانی
او در ۳۰ بهمن ۱۳۴۵ با شهلا توکلی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج پسری به نام بابک بود که در ۱۱ شهریور ۱۳۴۶ به دنیا آمد
مرگ و ابهامهای آن
تختی در ۱۷ دی ۱۳۴۶ در اتاقش در هتل آتلانتیک تهران درگذشت. او دو روز قبل از مرگش یعنی ۱۶ دی، وصیتنامه اش را در دفترخانه اسناد رسمی شماره ۲۰۲ تحت شماره ۳۴۲۸ و با تعیین کاظم حسیبی به عنوان سرپرست فرزندش بابک (که تنها ۴ ماه داشت)؛ به ثبت رسانده بوددربارهٔ دلایل مرگ او اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد.
براساس اخبار منتشره در روزنامههای اطلاعات و کیهان ۱۸ دی غلامرضا تختی بخاطر اختلافات خانوادگی با همسرش شهلا توکلی و براثر خودکشی جان باختهاست برای دلایل خودکشی او مواردی چون شکست در ازدواج و ناکامیهایش در مسابقات در پایان عمر ورزشی تختی نامبرده میشود. با این حال عدهای از دانشوران مرگ وی را مشکوک میدانند. این عقيده که ساواک او را به دليل محبوبيت زياد و عدم وفاداری به نظام وقت ایران به قتل رسانیدهاست، همواره در بين مردم شیوع داشتهاست
جلال آلاحمد دربارهٔ مرگ او چنین نوشت: «از آن همه جماعت هیچ کس، حتی برای یک لحظه، به احتمال خودکشی فکر نمیکرد.»
در پی انقلاب ۱۳۵۷ که بسیاری از اسناد ساواک به دست نیرویهای انقلابی افتاد، هیچ مدرکی دال بر دستداشتن ساواک و یا کشتن وی یافتهنشد[منبع اعلام رسمی نیاز است.]
دوران ورزشی
تختی کشتی را از سال ۱۳۲۵ آغاز کرد. او در سال ۱۳۲۹ در ۲۰ سالگی به عضویت باشگاه پولاد در آمد و زیر نظر حبیبالله بلور کشتی حرفهای را آغاز کرد.[۲] تختی در رقابتهای قهرمانی کشور طی سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۸ هشت بار قهرمان کشور شد. غلامرضا همچنین سه بار پهلوان ایران شد.[۲] وایکینگ پالم سوئدی، عادل آتان ترک، بوریس کولایف روس، پیتر بیلر آمریکایی، دیتریش آلمانی، ویحزیستیوک روس، عصمت آتلی ترک، حسن کنگور ترک، الکساندر مدوید بیلورس و احمد آئیک ترک مهمترین رقیبان تختی در ۱۴ سال حضور وی در عرصه بینالملی بودند.
مقامها
- المپیک:
- ۱۹۵۲ هلسینکی (۷۹ کیلوگرم)
- ۱۹۵۶ ملبورن (۸۷ کیلوگرم)
- ۱۹۶۰ رم (۸۷ کیلوگرم)
- مسابقات جهانی:
- بازیهای آسیایی:
- جمع مدالهای غلامرضا تختی: هشت، ۴ طلا، ۴ نقره
المپیک ۳ - جهانی ۴ - بازیهای آسیایی ۱
رکوردها
- تختی اولین کشتیگیر ایرانی است که موفق شد در سه وزن مختلف صاحب مدالهای جهانی و المپیک بشود: جهانی ۵۱ و المپیک ۵۲ (در ۷۹ کیلوگرم)، المپیک ۵۶، ۶۰، جهانی تهران و یوکوهاما (در ۸۷ کیلو) و جهانی ۶۲ تولیدو در ۹۷ کیلو.
- تختی نخستین ورزشکار ایرانی بود که در سه المپیک مدال گرفت، دستآوردی که پس از او تنها محمد نصيری و هادی ساعی به دست آوردهاند.
- تختی با ۷ مدال در رقابتهای المپیک و قهرمانی جهان رکورددار کسب بیشترین مدال جهانی در میان کشتیگیران ایرانی است.
- تختی اولین ورزشکار ایرانی بود که در ۴ المپیک شرکت کرد. امیررضا خادم (از ۱۹۸۸ سئول) تا ۲۰۰۰ سیدنی تنها ورزشکار دیگر ایرانیست که رکورد شرکت در ۴ المپیک را دارد.
گرایشهای سیاسی و فعالیتهای اجتماعی
غلامرضا تختی در در تابستان ۱۳۴۰ خورشیدی از طرفداران محمد مصدق و «جبهه ملی ایران» شد.
پس از کودتای ۲۸ مرداد، مدتی دچار غمزدگی ناشی از تحولات سیاسی و کنار گذاشته شدن محمد مصدق از مقام نخست وزیری شد و تلاش میکرد تا نامش در مجامع عمومی زیاد برده نشود.
در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۴۱ زلزله مهیبی به قدرت ۷٫۲ ریشتر، به ویرانی کامل شهر بوئین زهرا و تمام روستاهای اطرافش انجامید. بر اثر زلزله بوئین زهرا در حدود بیست هزار نفر کشته و هزاران خانواده نیز بیخانمان شدند.[۱۰] بهدنبال ناتوانی دولت وقت برای عملیات کمک و امداد، غلامرضا تختی یک کامیون در اختیار گرفت و با آن به محلات پرجمعیت تهران میرفت و با بلندگو شخصا از مردم میخواست تا به زلزلهزدگان کمک کنند. مردم نیز رخت، لباس و پول اهدایی خود را به تختی میسپردند. واکنشها چنان باورنکردنی بود که بلافاصله موجی بزرگی از نیکوکاران به راه افتادند و دهها کامیون به وی سپرده شد.[۱]
پس از وقایع ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، وی به عنوان عضوی از شورای مرکزی جبهه ملی ایران برگزیده شد. این واقعه باعث شد تا از سوی ساواک به عنوان یک «ناراضی» شناخته شود. از این روی، دستگاه ورزشی بنا به تصمیم سازمان امنیت و اطلاعات کشور، از تمرینهای تختی جلوگیری میکرد و به هر شکل میکوشید تا از حضور او در مجامع ورزشی بینالمللی که با استقبال کنفدراسیون دانشجویان ایرانی روبرو میشد، جلوگیری کند.
هنگام درگذشت محمد مصدق در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۴۵، غلامرضا تختی به تهدید مأموران نظامی و امنیتی مبنی بر خودداری از سفر به احمدآباد گوش فرا نداد و به افسران میگفت «دستگیرم کنید».[
تختی پس از مرگ
تاکنون در مورد غلامرضا تختی، قصیدهها و کتابهای متعددی نوشته شده و فیلمهای مستند و حتی سینمایی نیز از زندگی وی ساخته شدهاند. از آنجمله میتوان به موارد زیل اشاره کرد.
- خودکشی هواداران
با انتشار خبر مرگ غلامرضا تختی، هفت تن در شهرهای مختلف ایران خود را کشتند که از همه فجیعتر قصابی در کرمانشاه بود که خود را به قناره انداخت و یادداشت بزرگی بر شیشه مغازهاش گذاشت که «جهان بی جهانپهلوان ماندنی نیست».[۱]
- مسابقات ورزشی
در اردیبهشت ۱۳۵۹ به منظور بزرگداشت مسابقاتی برای یادبود وی بنانهادهشد که تاکنون به نام جام جهانپهلوان تختی ادامه داشتهاست. در اولین دوره این مسابقات قهرمانان زیادی از سرتاسر جهان حضور یافتند که از جمله آنها احمد آئیک، عصمت آتلی، الکساندر مدوید، پتکوف سیراکف، سعید مصطفیاف میتوان نامبرد.[نیازمند منبع]
- شعر
- قصیده جهانپهلوان سروده سیاوش کسرائی، شاعر نامدار ایرانی
- قصیده بابکم سروده مهدی سهیلی (که خطاب «تختی» در مقام پدر به تنها فرزند خود «بابک» بود).[
- خوان هشتم سروده مهدی اخوان ثالث، شاعر نامدار ایران
- کتاب
- درجست و جوی پدر نوشته بابک تختی (تنها فرزند غلامرضا تختی)
- حماسه جهانپهلوان نوشته محمدعلی سفری
- فیلم سینمایی
- جهان پهلوان تختی به کارگردانی علی حاتمی، کارگردان فقید ایرانی که پس از مرگش نیمه تمام ماند و نهایتا بهروز افخمی در سال ۱۹۹۷ میلادی، آن را به پایان رساند
- فیلم مستند
- مستند غلامرضا تختی به کارگردانی محمدحسن شاه محمدی
Who's Who and Who Was Who in iran