با یاری شاگردان پدر به انجام سفارش های کارگاه پدری پرداخت تا بتواند معاش خود و خانواده را تامین کند.

پس از انقلاب مشروطه، موج مدرنیته، هنر قلمدان را منسوخ کرد، و او به پارچه قلمکار روی آورد.

وی در سی و هشت سالگی در مینیاتور، شبیه سازی، رنگ و روغن، آبرنگ، تذهیب، نقشه قالی و کاشی به مقام استادی رسید در حالی که بر تجربه خویش تکیه کرده و جایی شاگردی نکرده بود.

او در این هنگام به فرانسه رفت و مدت شش ماه در پاریس برای عتیقه فروشان و ایرانشناسان آنجا کار کرد.

او از طرف ملکه انگلستان مدال تاجگذاری ژرژ پنجم را دریافت کرد، و نمایشگاه بین المللی بروکسل به او مدال طلا داد. روزولت رییس جمهور آمریکا، وینیستون چرچیل نخست وزیر انگلیس، چیانک کای شک رییس جمهور چین نیز از او سپاسگزاری کردند.

او در چهل سالگی ازدواج کرد که حاصل آن سه دختر و یک پسر بود. فرزند او هم اکنون به تدریس در هنرستان زیبای اصفهان مشغول است.

 او در اواخر عمر دچار لرزش دست بود به طوری که در کوچه و خیابان، دستش را به پایین کتش می گرفت تا نلرزد، ولی به هنگام کار طوری تمرکز می کرد که دستش هیچ لرزشی نداشت.

حاج مصور در سال 1398 قمری چشم از جهان فروبست. مزار او در تکیه لسان الارض در تخت فولاد اصفهان نزدیک گلزار شهدای اصفهان قرار دارد. بر چند سوی سنگ مزارش امضای زیبای او که پسرکی است با کلاه نقابی به چشم می خورد.

منبع:وب سايت ميراث يار